رفیق بازی
|
درباره وبلاگ
![]()
سلام من امير متولد تهران از جمله علاقه هايم كامپيوتر طراحي وبلاگ اميدوارم در اين وبلاگ لحظات خوبي داشته بشيد
پیوندهای روزانه
قالب ساز پنگون
خارجی یه سایت یه چیزی کد جاوا وبلاگ ما در اسپات فلش شاهین اییییییییییییییییییییییی دعا عاشقهای شادمهر خطر ناک جالب است باحاله مگه نه سلام یه سایت خیلی خفن تمام پیوندها پیوندها
قالب ساز پنگون
یه سایت خیلی خفن کامران وبلاگ ما در اسپات فیلتر شکن کد جاوا ساخت لوگو ساخت بنر تبلیغات رایگان ساخت قالب ساخت لوگو تبلیغاتی :: قالب ساز :: عکس های تصادفی
کپی رایت
|
کيانيان، هنرمند مشهدي رضا کيانيان مانند تعداد قابلتوجهي از هنرمندان سينما و تلويزيون متولد تهران است. او در سال 1330 به دنيا آمد و سپس به همراه خانواده به مشهد رفتند و آنجا رشد و پرورش يافت و از 15 سالگي فعاليت خود را در تئاتر شروع کرد. پس از آن به تهران آمد و با حضور در دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران، در سال 1355 در رشته تئاتر از اين دانشکده فارغالتحصيل شد. او خودش را براي ما اينگونه معرفي ميكند «در سال 1330 در محله خراسان تهران، كوچه مسجد لرزاده به دنيا آمدم، در كودكي به همراه خانواده به مشهد رفتم، ثمره ازدواج پدر و مادرش شش فرزند هستند، رضا و داود كه نويسنده و پژوهشگر تئاتر كودك و نوجوانان، وحيد كه متخصص چاپ است، حميد شغل آزاد و عكاس ميباشد و دو خواهر به نامهاي مرضيه و مليحه كه مرضيه طراح لباس و خياط و مليحه نقاش و مجسمهساز است.» رضا كيانيان يك فرزند به نام علي دارد كه ثمره ازدواج او با يك بانوي ايراني به نامهايده است. «همسرش هايده، خواهر مهدي قراچهداغي (مترجم) و خواهرزاده سهراب سپهري است.» او در سينما و تلويزيون، در رشتههاي گوناگوني فعاليت کرده است. خودش در مصاحبهاي تاکيد کرده که زمينه بسياري از فعاليتهايي که بعدها پيگيري کرد، از دوران کودکي در او شکل گرفت: «از کودکي در خانهاي بزرگ شدم که مادرم عليرغم سنتي بودن، استعداد عجيبي در کار با خمير و پارچه داشت. با خمير برايمان عروسک درست ميکرد و با پارچه، قورباغه و موش ميساخت و دستش را به روي قسمتي از اين موش و قورباغههاي پارچهاي ميگذاشت و آنها ميپريدند! در دنياي کودکي، من مادرم را يک شعبدهباز حرفهاي ميدانستم. مادرم در دفترهاي مدرسه من، نقاشي هم ميکرد که بعضيشان را تا امروز حفظ کردهام. از بچگي، شايد به خاطر تاثير مادرم، پيدا کردن شکلها در اجسام برايم جذاب بود. ساعتها به ابرها نگاه ميکردم و شکلهايي را که ميساختند در ذهنم حفظ ميکردم. همانطور که شکلهاي نهفته در سنگها و چوبها، مسحورم ميکرد.»
همه فن حريف شايد بتوان يکي از ويژگيهاي مهم رضا کيانيان را جنبههاي مختلف شخصيتي او عنوان کرد. او در زندگي حرفهاي خود فعاليتهاي گوناگوني را تجربه کرده است. اين فعاليتها آنقدر متنوع است که شنيدن آن براي شما هم جالب است. «اوايل انقلاب نجار بودم و در و پنجره و کابينت درست ميکردم. اوستايي داشتم به اسم اصغر بدري که چيزها از او ياد گرفتم... من را هر جاي دنيا بگذارند بيکار نميمانم. بازيگري، دستياري کارگردان، دستيار توليد، طراح صحنه، طراح لباس، معماري داخلي، تابلوسازي، تابلوي نئون پلاستيک، فيلمنامهنويسي، مشاور کارگردان، مشاور فيلمنامه، طراحي پوستر، بروشور، نقاشي، کتاب کودکان، مهندس ناظر ساختمان، معلم، در دوران دبيرستان خبرنگار روزنامه اطلاعات در مشهد بودم و بعدها هم کار مطبوعاتي کردم، بنايي، مجسمهسازي و ... هم جزو فعاليتهايي است که در طول زندگي انجام دادهام.» کيانيان در خاطرهاي از آن سالها که هنوز به دنياي عجيب و جذاب سينما وارد نشده بود ميگويد: «سال 1367 ، قبل از شهرت در سينما، در مركز هنرهاي نمايشي به صورت كارمزدي كار ميكردم و ماهي پنجهزار تومان حقوق ميگرفتم. كارهايي مثل پوستر كشيدن و ويرايش كتاب و از اين جور كارها هم ميكردم و درآمدي معمولي داشتم. در همان زمان كارخانه روغن نباتي قو از من خواست بروم آنجا و ماهي يك بار با كارگران كارخانه براي فعاليتهاي فوق برنامه فرهنگي تئاتر كار كنم. راننده مينيبوسي كه دنبال من ميآمد، لباسش كثيف بود و دمپايي ميپوشيد و خلاصه سرووضع ناجوري داشت. آنقدرهم مرا تحويل ميگرفت كه انگار چه خبر است. يك بار گفت خوش به حال شما چه زندگي خوبي داريد. پرسيدم تو حقوقت چهقدر است؟ گفت هشت هزار تومان. با بن كارگري و عيدي و پاداش و اضافه كاري حساب كردم و ديدم حدود بيست هزار تومان در ماه درآمد دارد. پرسيدم ميداني من ماهي چهقدر حقوق ميگيرم؟ طبيعي بود که پاسخ او به اين سئوال منفي باشد. وقتي گفتم: ماهي پنج هزار تومان، تعجب کرد.» اگر بخواهيم به سه حوزه مشخص سينما، تئاتر و تلويزيون اشاره کنيم؛ کارنامه کاري او را دقيق تر ميتوان بررسي کرد. او در کارنامه بازيگري خود در تئاتر، بازي در نمايشهاي آنتيگونه، چهرههاي سيمون ماشار، خرده بورژواها، ازدواج آقاي ميسي سي پي بازي استيربندبرگ، يك روز خاطرهانگيز،اززندگي دانشمند بزرگ يادگارسالهايشن، حرفهايهاو... را به ثبت رسانده است. البته مدتي است به علت عدم برنامه ريزي مركز هنرهاي نمايشي وحضور افراد حرفهاي در تئاتر حضور كيانيان در تئاتر كمرنگ شده است. آخرين حضور او در تئاتر بازي در نمايش حرفهايها به کارگرداني بابک محمدي در سال 1383 بود. سريال يک مشت پر عقاب و فيلم هفت و پنج دقيقه هم آخرين بازيهاي او در سينما و تلويزيون است. بد نيست بدانيد اين بازيگر درسال 1368 با فيلم تمام وسوسههاي زمين به کارگرداني حميد سمندريان وارد سينما شد. اين فيلم اثري با حال و هواي خاص و اصصلاحا فيلمي هنري بود و کيانيان در آن يکي از نقشهاي اصلي را ايفا ميکرد، اما اولين سريالي كه او در آن به مشهوريت رسيد، سريال آپارتمان به كارگرداني اصغرهاشمي بود و آخرين سريالي هم كه از او پخش ميشود، باز هم به كارگردانيهاشمي است كه اين روزها در حال پخش است، يك مشت پر عقاب. او در طول حضور در سينما دو سيمرغ بلورين کسب کرده است. اين سيمرغها در دو فيلم آژانس شيشهاي به کارگرداني ابراهيم حاتميکيا و خانهاي روي آب به کارگرداني بهمن فرمان آرا بوده است. البته کيانيان براي فيلمهاي ماهيها عاشق ميشوند به کارگرداني علي رفيعي، کيميا به کارگرداني احمدرضا درويش و گاهي به آسمان نگاه کن و فرش باد به کارگرداني کمال تبريزي هم کانديداي دريافت جايزه بازيگري شده است.
طراحي صحنه، يکي از علاقههاي او کيانيان در سينما شخصيتي همه فنحريف است. شايد بتوان از عبارت «آچار فرانسه» براي معرفي بيشتر او استفاده کرد. او به عنوان بازيگردان و طراح صحنه و لباس در فيلمهاي مهريه بيبي، روبان قرمز، سايههاي هجوم به عنوان طراح صحنه و لباس حضور داشته و فيلمنامه فيلمهاي روبان قرمز و پاتال و آرزوهاي کوچک را نوشته است. فعاليت در زمينه نوشتن هم از علايق اصلي اوست. پنج کتاب «بازيگري»، «تحليل بازيگري»، «شعبده بازيگري»، «ناصر و فردين» و «بازيگري درقاب» آثار او در مقام يك نويسنده است. البته به اين کتابها بايد مقالهها و تحليلهاي گاه و بيگاه او در مجلات تخصصي سينمايي را هم اضافه کرد. نکته جالب توجه اينکه حضور در مقابل دوربين هيچ گاه سبب نشد تا او از پشت صحنه غافل شود و همواره در کنار هر يک از اين فعاليتها، فعاليتهاي ديگري را نيز دنبال کرده است. او همچنان علاقمند به طراحي صحنه است. اين مسئله را ميتوان از برگزاري نمايشگاه آثار مجسمههايش به نام دوباره نگاه كن که سال گذشته در خانه هنرمندان گالري مميز برگزار کرد، تشخيص داد. از سالها قبل زماني که براي بازي در فيلمهاي سينمايي به شهرستان ميرفت، بزرگ ترين سرگرمياو جمع کردن چوبها و تراشيدن آنها و درآوردن فرمهاي پنهان از درون آنها بود. فيلمبرداري معمولا هر روز عصر با تاريک شدن هوا تمام ميشد و او در يک شهر دور از تهران اوقات فراغت زيادي داشت و به همين دليل بيشتر وقت آزاد خود را صرف جست وجوي چوبهاي مناسب و تراشيدن آنها ميکرد. اين ماجرا هميشه ادامه داشت، اما از دو سال پيش به اين فکر افتاد که اين علاقه را به شکل جديتري دنبال و يک نمايشگاه برگزار کند. براي تکميل شدن اين نمايشگاه مسافرتهاي زيادي انجام داد و سرتاسر مازندران و گيلان، کوير يزد، مرکزي، گرمه، ده مصر، کوههاي ايذه و چهارمحال و بختياري لواسان را جستجو کرد تا حاصل کار نمايشگاهي کامل باشد و به تمامي اينها، بايد به عكاسي هم اشاره داشت، حضور در دو نمايشگاه گروهي عكاسي كه اولي در آذرماه به نام انبوه در خانه هنرمندان برگزار شد و دومي هم اكنون در موزه هنرهاي معاصر به نام چشم درون در حال برگزاري است.
سبک و سياق بازيگري اولين حضور رضا کيانيان در مقابل دوربين در سن 38 سالگي اتفاق ميافتد. يعني او در ميانسالي وارد اين عرصه ميشود. حتما ميدانيد بازيگران در مقاطع مختلف سني وضعيت متفاوتي از نظر شهرت دارند. برخي در همان سنين کودکي و نوجواني محبوب هستند. مهدي باقربيگي نمونه مشخصي از اين بازيگران است که سالهاي نوجوانياش يکي از چهرههاي محبوب بازيگري بود و بعدها ديگر فعاليتي در اين عرصه نداشت. گاه در جواني شهرت و اعتبار به سراغ بازيگران ميآيد. اين قاعده در سينما بسيار رايج است و شما هم حتما بازيگران جوان فراواني را ميشناسيد که حضور آنها در يک فيلم سينمايي يا سريال تلويزيوني سبب ميشود آن اثر در انتخابهاي اصلي مخاطبان قرار بگيرد. برخي نيز در سن و سال پيري به شهرت ميرسند. پورمخبر يکي از اين افراد است که حضور در سريالهايي مانند: خانه به دوش و ترش و شيرين توجه زيادي را به خود جلب کرد. او پيرمردي شيرين سخن است که با ايفاي همين نقش در مقابل دوربين توجه بسياري را به خود جلب کرد. از اين مقدمه چيني به سادگي ميتوان نتيجه گرفت کيانيان از آن دست بازيگراني است که شهرت و موفقيت در ميانسالي به سراغ او آمد. او هيچگاه ستاره و جوان اول نبوده و درخشش او نيز در نقشهاي مختلف، زماني رخ داده که معمولا نقش مردي جا افتاده و با تجربه را ايفا کرده است. کيانيان ميگويد: «به دو دليل هيچوقت دوست نداشتم ستاره سينما بشوم؛ يكي اينكه شكل و قيافه ستاره را ندارم، چون ستاره بايد زيبا و خوش اندام باشد و من به نظر خودم زيبارو يا عضلاني نيستم، هر چند هميشه خودم را در فرم متناسبي نگه ميدارم كه بتوانم به قالب نقشهاي مختلف بروم و آمادگي بدني بازيگري را داشته باشم. وقتي اين مشخصات را براي خودم ترسيم و تصوير ميكنم، به اين نقطه ميرسم كه حالا چه بايد بكنم كه بتوانم هميشه كار كنم و پيشنهاد نقش داشته باشم. پس به اين جا رسيدم كه بايد نقشهاي خاص و شخصيتهاي پيچيده و گاهي عجيب و غريب را بازي كنم. چون اين قدرت و توانايي را در خودم ميبينم، با همين توان خودم را به سينما عرضه و معرفي ميكنم كه آهاي سينماي ايران، اگر چنين بازيگري لازم داري، من هستم و اگر خريداريد جنسم را به شما ميفروشم. امروز سينماي ايران اين نكته را فهميده و تا نقشهاي آنچناني و عجيب و غريب داشته باشد، ديگر وحشتي براي بازيگرش ندارند، چون ميدانند رضا كيانيان هست.» ميگويد: در مورد بازيگري پنج تا كتاب دارم، در كتابهايم مقالات متعددي است كه راجع به ستارههاي سينما صحبت ميكند، من هيچوقت نميگويم ستاره بد است، در سينما ميشود بازيگري را به دستههاي مختلف دستهبندي كرد كه يكي از اين زوايا همين داستان ستاره است، در تمام دنيا اين مطرح است، نه در ايران كه يكسري از بازيگراني ستاره هستند، يكسري دراماتيك، بعضيها تك نقش، و بعضي چند نقش... اما بهنظر من در سينما، ستارهها بازيگران تكنقش هستند. البته گاهي به او خرده ميگيرند که اين حجم از فعاليتهاي پراکنده مناسب نيست اما او پاسخ جالبي به اين انتقاد دارد: «خيليها ميگويند آدم بايد با مقوله هنر تخصصي برخورد کند. برخي هم ميگويند من با اين ماجرا «دلي» برخورد ميکنم. من هر دو مورد را دارم. اينکه آدم بايد با مقوله هنر تخصصي برخورد کند، درست است و کار تخصصي من بازيگري است. خيلي از کارهايي را که انجام ميدهم کاملا وابسته به بازيگري است، نوشتن سناريو يا مشاوره دادن سناريو يا کارگردان طراحي صحنه و لباس و غيره...همه مستقيما به بازيگري من برميگردد و حتي کارهاي ديگري که ميکنم، حتي در حوزه تجسمي به شدت مربوط به بازيگري ميشود.
هنرمند کم حاشيه کيانيان از بازيگران کم حاشيه سينماي ايران است. او علايق جالبي دارد. مثلا عاشق قصههاي قديمي، کارتونها و فيلمهاي علمي ـ تخيلي و اکشن است. او طبيعت را دوست دارد و همواره بخشي از وقتش را به گشت وگذار در طبيعت به همراه فرزندش علي سپري ميشود. بد نيست بدانيد اين هنرمند ساکن خيابان بهار در مركز شهر تهران است «عاشق محله بهار در مركز تهران هستم، با كسبه دوست هستم و روزانه از اين محله خريد ميكنم» اتومبيل او نيز يک پاترول است. البته نميدانيم با اين وضعيت سهميهبندي بنزين او چه ميکند! بد نيست بدانيد او جزو كساني است كه اساسنامه خانه سينما را نوشتهاند و در تشکيل اين تشکل صنفي نقش فعالي داشته است. «وقتي کاري به کار کسي نداشته باشي کاري به کار تو ندارند. در کشور ما پژوهش جايگاه خوبي ندارد و کسي به پژوهش اهميت نميدهد. به دليل اينکه همه حرف کلي ميزنيم و اهل تمرکز بر روي جزئيات نيستيم. من بارها در خانه سينما اين را پيشنهاد کردم وقتي که يک فيلم فروش خوبي ميکند بلافاصله بايد تهيهکنندگان سينما، خانه سينما، معاونت سينمايي ارشاد و تلويزيون سمينار بگذارند که چرا اين فيلم فروش کرد که بتوانيم به قواعدي برسيم که آنها را رعايت کنيم تا باز هم فيلمهايمان پرفروش بشود، اما معمولا اين حرف مورد استقبال قرار نميگيرد.» او نيز مانند هر هنرمند و فرد مشهور ديگري بارها در خيابان با افرادي مواجه ميشود که سئوالهاي مختلفي از او دارند.« گاهي در خيابان از مردم ميشنوم «شما كه ماشاا... وضع مالي خوبي داريد.» جواب ميدهم آره خدا را شكر! بعد ميپرسند كه چهقدر دستمزد ميگيري؟ ميگويم اول يك سئوال من را جواب بده تا بعد بگويم چهقدر ميگيرم. سئوالم اين است كه شما در سال چند بار سينما ميرويد؟ معمولا جواب ميدهند كهاي بابا با اين گرفتاريها كه نميشود سينما رفت و خلاصه يك روضه مفصل ميخواند تا بگويد چرا سينما نميرود. بعد ميگويم حالا كه تو پول براي سينمارفتن نميدهي، تهيهكننده از كجا بايد دستمزد آنچناني به من بدهد؟ بعد هم طرف، ديگر پي سئوالش را نميگيرد و خداحافظي ميكنيم و ميرويم پي كارمان.»
کيانيان از نگاه ديگران سال گذشته موسسه توسعه تصوير شهر در مراسمي با نمايش فيلميکه توسط طاها شجاع نوري درباره زندگي رضا کيانيان ساخته شده بود، به تجليل از اين بازيگر پرداخت. در اين مراسم بود که «بهمن فرمانآرا» دوست کيانيان که تجربه همکاري با او را در فيلمهاي بوي کافور، عطر ياس، خانهاي روي آب، يک بوس کوچولو و اخيرا خاک آشنا داشت، به روي سن آمد و او را يک شعبده باز خواند و او را به علت تسلط بر رشتههاي مختلف هنري، با «اورسن ولز» بازيگر و کارگردان مشهور امريکايي مقايسه کرد. تنوع کاري کارنامه او آنقدر زياد است که به سختي ميتوان در اين ميان يک يا چند اثر او را به کارهاي ديگر برتري داد. حضور در سريالهاي تلويزيوني هم بخش قابلتوجهي از کارنامه کاري اوست. حضور در سريال شليک نهايي ساخته محسن شاهمحمدي، يکي از اولين نقش آفرينيهاي اين بازيگر در تلويزيون بود که با استقبال فراواني از سوي مخاطبان مواجه شد. هنوز هم موهاي مدل قارچي اين بازيگر با آن کاپشن ـ شلوار لي و بازي عصبي کيانيان در نقش يک خلافکار معتاد در ذهن خيلي از مخاطبان باقي مانده است، ميگويد: «آن مدل مو به شكل قارچي نبود، بلكه در آرايشگاهها مردانه و زنانه آن سال به مدل جمشيدي معروف شد.» نکته جالب توجه حضور او در نقشهايي کوتاه در تلويزيون است. او در سريال کيف انگليسي نقش يک روحاني را بازي کرد که در مجموع نقش خيلي کوتاهي بود. او در سريال دوران سرکشي هم نقش يک قاضي را بازي کرد. حضور او در اين سريال تنها در دو قسمت بود ولي همين نقش کوتاه هم بسيار مورد توجه قرار گرفت. در شرايطي که بازيگران به دليل مسائل مالي علاقه فراواني به حضور در سريالهاي تلويزيوني دارند، شنيدن اين جمله از زبان کيانيان که ميگويد: «هنوز مجبور نشدم در تلويزيون سريالي بازي كنم كه دوست ندارم.» بسيار جالب است. او امسال قرار بود با فيلمهاي خاك آشنا، صد سال به اين سالها و سه زن در جشنواره فيلم فجر حضور داشته است که هيچ يک از اين فيلمها به دليل مسائل حاشيهاي در جشنواره به نمايش درنيامد تا شاهد نقش آفريني او باشيم. تنها فيلم به نمايش درآمده از او، «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته کمال تبريزي بود که در آن کيانيان نقش يک مرد رياکار را ايفا ميکرد که قصد ازدواج با زني بيوه را داشت و براي رسيدن به هدف خود به هزار و يک حيله متوسل ميشد. اين روزها فيلم «زاگرس» هم با بازي او بر روي پرده است. کيانيان در اين فيلم نقش يک مهندس سدسازي را بازي ميکند.
كارنامه شعبدهباز نويسنده: (3 مورد) - راي بازي ، دمرل، پاتال و آرزوهاي كوچك انتخاب بازيگر: (1 مورد) - جايي براي زندگي مشاور كارگردان: (1 مورد) – روبان قرمز مشاور فيلمنامه: (1 مورد) – روبان قرمز طراح صحنه و لباس: (4 مورد) – سينما سينماست و ايليا نقاش جوان، ارثيه بيبي و درد مشترك طراح صحنه: (1 مورد) – سايههاي هجوم طراح لباس: (1 مورد) – روبان قرمز بازيگر: تمام وسوسههاي زمين، پاتال و آرزوهاي كوچك، ايليا نقاش جوان، مرد ناتمام، كيميا، درد مشترك، مادرم گيسو، سلطان، سينما سينماست، آژانس شيشهاي، روبان قرمز، بوي كافور عطر ياس، سگكشي، چتري براي دو نفر، عيسي ميآيد، عروس رومشكان، خانهاي روي آب، گاهي به آسمان نگاه كن، فرش باد، راي باز، قدمگاه، يك تكه نان، ماهيها عاشق ميشوند، يك بوس كوچولو، كارگران مشغول كارند، زاگرس، باغ فردوس پنج بعدازظهر، اسب، سه زن، صد سال به اين سالها، خاك آشنا ، هفت و پنج دقيقه و هميشه پاي يك زن در ميان است. همچنين بايد از جوايز ديگري ياد كرد كه وي آن را از آن خود كرد... دو بار جايزه بهترين بازيگري جشن خانه سينما (اصناف سينمايي)، دوبار جايزه بهترين بازيگري جشن دنياي تصوير (منتقدين)، يك بار جايزه بهترين طراحي صحنه از جشنواره بينالمللي تئاتر فجر و سرانجام از سوي منتقدين و نويسندگان سينمايي به عنوان يكي از پنج مرد بازيگر تاريخ سينماي ايران (ماهنامه فيلم) انتخاب شد.
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
اینم لوگوی وبلاگ ما
بالاخره بنر ما هم آماده شد بنر دوست ما persiangigکسی خواست زیر ۱۵ نگاه نکنه ساخت اولین لوگو برای دوستان هر کی gmail خواست قالب برای پرشین بلاگ قالب شادی قالب برای پرشین بلاگ قالب پریا قالب جام جهانی هم براتون ساختم اینم قالب عشق اینم قالب طبل اینم قالب کانتر اینم قالب بهار قالب عشق ساختم که خیلی قشنگه اینم قالب شاهزاده اینم قالب دانایوس یه قالب جام جهانیه دیگه اینم یه قالب شیک دیگه ساعت فلش زندگی نامه ی رئیس شرکت ماکرو سافت قالب بلوگفا سرويس وضعيت شما در ياهو استفاده از قالب های ما سفارش قالب بازی های جام جهانی را در یاهو مسنجر المپيک حوزه علميه قم آغاز شد تست هوش آرشیو مطالب
مهر 1387
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 شهریور 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 دی 1380 اطلاعات شما
»تعداد بازديدها: »کاربر: Admin شمارنده ی ویژه ی وبلاگ
نویسندگان
تقویم و ساعت
ارتبات سریع با ما
امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by gandolve.Blogfa.com
|
W
W
W
.
G
A
N
D
O
L
V
E
.
B
L
G
F
A
.
C
O
M
...
...
...
|